۲۱۶۶ روایتِ آمادهی نمایش، از ۱۳۶۰ تا امروز.
آخرین شلیکنوشتهی سید قاسم یاحسینی۱۳۸۶
ما همه سرباز بودیمنوشتهی داوود بختیاری دانشور۱۳۸۶
خرمشهر؛ خانه رو به آفتابنوشتهی مرتضی سرهنگی۱۳۸۶
آزادی خرمشهرنوشتهی سعید فخرزاده۱۳۸۶
نوشتم تا بماندنوشتهی محسن کاظمی۱۳۸۶
مهمان فشنگ های جنگینوشتهی سید قاسم یاحسینی۱۳۸۶
پشت میدان نبردنوشتهی ساسان ناطق۱۳۸۶
تقریظضربت متقابلنوشتهی گلعلی بابایی۱۳۸۶
دسته یکنوشتهی اصغر کاظمی۱۳۸۶
جاده های خلوت جنگنوشتهی محسن مطلق۱۳۸۶
خرمشهر، خانه رو به آفتابنوشتهی مرتضی سرهنگی۱۳۸۶
به داد ما برسیدنوشتهی احد گودرزیانی۱۳۸۶
پاییز 59نوشتهی سیده اعظم حسینی۱۳۸۶
مرگ، سالی یک بارنوشتهی جهانگیر خسروشاهی۱۳۸۶
آنا هنوز هم می خنددنوشتهی اکبر صحرایی۱۳۸۶
قصه فرماندهان 18 - تیک تاک زندگینوشتهی گلستان جعفریان۱۳۸۵
قصه فرماندهان 16 - مرد ابرپوشنوشتهی حمید نوایی لواسانی۱۳۸۵
سربازان چکمهپوشنوشتهی ساسان ناطق۱۳۸۵
مردی که خواب نمی دیدنوشتهی داوود بختیاری دانشور۱۳۸۵
یک دریا ستارهنوشتهی سید قاسم یاحسینی۱۳۸۵
شب ایوبنوشتهی داوود غفارزادگان۱۳۸۵
اروند ما را با خود میبردنوشتهی ساسان ناطق۱۳۸۵
خانه ام همینجا استنوشتهی گلستان جعفریان۱۳۸۵
قصه فرماندهان 21 - یک مرد یک زندگینوشتهی حسین نیری۱۳۸۵