نو
اسماعیل فصیحنوع خلق: خلق قصه روایت گر
جلال آریان در این کتاب مانند دیگر داستانهای فصیح شخصیت اصلی این کتاب است. او برای پیدا کردن پسر خدمتکارش که در جبهه زخمی شده، راهی اهواز میشود. در این سفر با منصور فرجام همسفر میشود. منصور فرجام که مهندس کامپیوتر است از مینهسوتای آمریکا به دلایلی به ایران آمده است و تصمیم گرفته برای راهاندازی یک مرکز آموزش زبان انگلیسی و مرکز کامپیوتر در دانشکدهی نفت به اهواز برود. اسماعیل فصیح در خلال روایت ماجرای جلال آریان و منصور فرجام، از وضعیت آن روزهای اهواز، خیابانها و افرادی که در سمتهای اداری مشغولند، رزمندگان راهیِ جبهه و گاهی از مجروحان جنگی مینویسد. او با لحنی بیپیرایه، بیتکلف، رک و نگاهی موشکافانه زمستان ۶۲ را از زبان جلال آریان روایت میکند. تخمین مخاطبین به صورت حدودی است